مواد آلی ارگانیک (زیستی)، براساس تعریف نباید حاوی فرآورده های مهندسی ژنتیک باشند. کشاورزان ارگانیک زیستی برای تولید مواد غذایی ارگانیک (زیستی) گواهی شده نباید از محصولات زراعی تغییر یافته ژنتیکی، بذر و مواد تک مهندسی ژنتیک یا هرگونه محصولی که حاصل مهندسی ژنتیک باشد، استفاده کنند.
برای پی بردن به دلیل این امر، باید ابتدا مهندسی ژنتیک را شناخت و با کاربردها و نگرانی هایی که پیرامون این فناوری وجود دارد آشنا شد.
کشاورزان در نظام های زراعی رایج در آمریکای شمالی سالانه میلیونها هکتار را به کشت ذرت، کلزا، پنبه و سیب زمینی اختصاص می دهند که در آنها ژن های جدید و بیگانه به گیاه مادری آنها وارد و اضافه شده است.
این ژنها، صفات خاصی را در گیاهان ایجاد می کنند که به عنوان مثال می توان به مقاومت علف کشها یا تولید سم (.B.t) اشاره کرد.
محصولات زراعی مقاومت به علف کش مانند کلزا به شکلی طراحی شده اند که کشاورزان بتوانند از علف کشهای غیر انتخابی برای کنترل علفهای هرز، بدون آسیب دیدن گیاه زراعی استفاده کنند.
گیاهانی که ژنهای .B.t را دارند در اندام های هوایی خود سمی تولید می کنند که آفاتی نظیر کرم ساقه خوار ذرت، سوسک کلرادوی سیب زمینی و کرم غوزه پنبه را از بین می برد.
همچنین بذر تغییر یافته ژنتیکی کدوتنبل، کتان، گندم و گوجه فرنگی نیز به طور رسمی وارد بازار کانادا شده است. در حال حاضر نیز مطالعات و آزمایشهای مزرعه ای برای دیگر محصولات زراعی و سبزیجات در حال انجام است.
در بحث مهندسی ژنتیک باید به این نکته تأکید کرد که این بحث، علم جدیدی است. ساختار DNA که اساس ژنتیکی هر موجود زنده را تشکیل می دهد کمتر از پنجاه سال است که شناخته شده است.
نخستین محصولات غذایی تغییریافته ژنتیکی در اوایل دهه ۱۹۹۰ وارد بازار شد. براساس استاندارد کشاورزی ارگانی (زیستی) کانادا، استفاده از ارقام گیاهی، بذر، مواد تکثیری، ژرم پلاسم، قلمه یا هر گونه ماده گیاهی که براساس مهندسی ژنتیک یا از موجودات تغییر یافته ژنتیکی با فناوری مربوط به آن به دست آمده باشد ممنوع است.
تفاوت اصلاح سنتی و مهندسی ژنتیک
یک دورگ، حاصل آمیزش دو فرد متفاوت یا دورگه متفاوت از یک گونه است. این با افراد یا از رگه ها که به شکل آگاهانه انتخاب و آمیزش داده میشوند از بعضی جنبه ها با همدیگر تفاوت دارند.
چنانکه تلاقی آنها باعث بروز پدیده دورگ برتر می شود که مثال آن تلاقی دورگه ذرت است که حاصل فرایندی طبیعی است.
اما یک گیاه تولید شده از مهندسی ژنتیک، حاصل فرآیندهایی غیر طبیعی است. مهندسی ژنتیک مستلزم عبور از موانع و محدودیت هایی است که به شکل خاص در طول زمان در موجودات تکامل یافته است تا از تمامیت و ماهیت گونه حفاظت کند.
این موانع به دلیل حفاظت گونه در برابر هجوم DNA بیگانه و عدم راهیابی DNA گونه به دیگر گونه ها وجود دارند.
با این حال، گیاهان همواره تلاش زیادی به خرج می دهند تا ژن های خودی را از ژن های بیگانه شناسایی کرده و آنها را از تلاقی با یکدیگر مصون بدارند و تمامیت گونه ای خود را حفظ کنند.
تولید یک گیاه مهندسی ژنتیک به معنای از بین بردن تمام این موانع ذاتی و تکاملی در برابر هجوم DNA بیگانه است.
مهندسی ژنتیک چگونه عمل می کند؟
متخصصان فناوری ارگانیک (زیستی) بیش از آن که در اصلاح گیاهان زراعی به دنبال کسب صفات مطلوب باشند، تلاش می کنند تا ژن های مربوط به صفات مورد نظرشان را جدا و وارد سلولهای دیگر کنند.
این متخصصان برای وارد کردن ژنها به سلولها، یک بسته چند ژنی را از یک موجود به موجود دیگر منتقل می کنند.
آنها از قطعات کوچک حلقوی DNA که در باکتری وجود دارد و پلاسمید نامیده می می کنند استفاده می کنند و با برش زدن آنها ژن های مورد نظر را اضافه می کنند.
در این مورد نظر یا راه انداز (معمولا از ویروس موزاییک گل کلم گرفته می شود) نشانگر شرکت دارند. راه انداز باعث میشود تا ژن جدید به طور کامل و همیشگی سلول میزبان شود.
برای خواندن ادامه مطلب همه چیز درباره مهندسی ژنتیک کلیک کنید.